اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده خبر

به بهانه پخش سریال لیسانسه ها

"صحت با لیسانسه ها به فوق لیسانس فكر میكند"

این شب ها و روزها سریال لیسانسه ها به كارگردانی سروش صحت روی آنتن شبكه سه است و به دلایلی كه در این یاداشت بسیار موجز به آن سركی می كشیم میتوان حس كرد تا فصل دوم بتواند گیرا باقی بماند چرا كه از قصه گرفته تا سبك قصه گویی متریال لازم در پیكره ی اتفاقی كه در حال شكل گیری است محسوس است.


با نگاهی اجمالی به كارنامه سروش صحت چه به عنوان نویسنده و چه در مقام كارگردان به سرعت به این نكته میرسیم كه او جنس های مختلف طنز تلویزیونی را تجربه كرده و با شناخت كامل از این گونه از نمایش ، امروز روی صندلی كارگردانی سریال لیسانسه ها نشسته است.
اما نكته اینجاست كه صحت در این سالهای اخیر به خصوص بعد از ساخت  سریال ساختمان پزشكان به سرعت سبك و سیاق خودش را در پیش گرفت. خوب یا بد به سمت تعریف خودش از طنز تلویزیونی رفت و توانست با نگاه ویژه خودش امروز مخاطبش را راضی كند.
اینكه صحت در چند سریال اخیرش یك تئاتری ورزیده و خاك خورده بازیگری را به سینما و تلویزیون معرفی میكند یك طرف ، اینكه او به عنوان یك كارگردان با سابقه در عرصه بازیگری ، توانایی بازی گرفتن از افراد جلوی دوربینش را دارد هم یك سو ، اینكه او از دارایی هایش بهترین استفاده را جلوی دوربین میكند و در واقع در انتخاب بازیگران سریالش به دنبال نیاز قصه است نه تیتراژ سنگین اما غیر قابل استفاده، نشان از این دارد كه نویسنده بودن كارگردان این لطف را دارد كه اگر شرایط مهیا باشد همه چیز میتواند سرجایش قرار بگیرد و اقبال عموم حادث شود.
سریال لیسانسه ها از آن جهت جز آثار موفق این روزهای تلویزیون است كه مشخصا برای همین مخاطب ساخته شده است در واقع مخاطب تیر رس تیم تولید بوده نه صرفا ساخت یك سریال برای هر دلیل دیگر، در ذیل به نكاتی با همین نگاه اشاره می كنیم:
١/ سریال راحت روایت می شود و این یعنی حوصله و روانشناسی انسان امروز جامعه با تمام دغدغه ها و مشغولیات ذهنی اش مد نظر بوده است.
٢/ كاراكتر های قصه به ذهن مخاطب نزدیك هستند، آنها از اطراف ما آمده اند، مدل انسان امروز دارند و ندارند، مدل امروزی ها خواسته هایشان را مطرح میكنند و در عین حال كه گاهی در برخورد با اتفاقات واكنش های فانتزی دارند امابه مثابه انسان امروز خرسند و ناراحت می شوند.
٣/ فانتزی مورد نیاز  برای این گونه ی مفرح از سریال سازی در جان فیلمنامه گنجانده شده پس نیاز نیست بازیگران سر  صحنه برای نمك ریختن و خنده گرفتن از مخاطبشان دست وپای دست اضافه بزنند و گاهی از خط اصلی خارج بشوند.
٤/ یكی از ایراد هایی كه به اكثر سریال های طنز در این سالها وارد بوده بداهه گویی های نابجای برخی از بازیگران و فوكوس كشی بی دلیل بازیگران طنازدر برخی آثار بوده كه البته گاهی حضورشان نواقص قصه را هم می پوشانده اما در این سریال شاهد این مشكل نیستیم.
٥/ سریال لیسانسه ها از یك ریتم مشخص در كارگردانی برخوردار است كه مشخصا این مسئله در تدوین نیز لحاظ شده است ، این مسئله اجازه بازی كشی به بازیگران را نمیدهد و بازیگر را ملزوم به بازی در یك ظرف مشخص كرده است.
 ٦/ شخصیت ها پس معرفی كامل در سریال، قصه خودشان را دارند  و هیچ یك منفعل دیده نشده اند. در واقع به  جز نخ تسبیح سریال كه یك خط كلی است تمام كاراكتر ها تعاریف خودشان را دارند و در قصه ایی مجزا میتوانند ما به ازای خودشان را به مخاطب یاداوری كنند.
٧/ بازی بازیگران به اندازه است.  ازآنجا كه موقعیت های ایجاد شده  در سریال پتانسیل رسیدن به لودگی را هم دارد اما محسوس است كه صحت اندازه مشخصی از بازی و حركت را برای بازیگرانش معین كرده  و به همین مسئله كمك كرده است تا هم قصه پیش برود و هم بازیگران به بازی هم خدشه وارد نكنند.( یاداوری میكنم كه تیم بازیگری سروش صحت همگی تجربه كار جدی را هم دارند و در واقع موقعیت ها و اتفاقات قرار است مفرح باشند نه تكیه  كلام ها، شوخی های بیانی و رفتار های زننده كه به قیمت خنده گرفتتن از مخاطب به كار بسته می شود.
٨/ اگر بازگردیم به بحث قصه به این نكته می رسیم كه  سریال لیسانسه ها سبك و سیاقی خوش سلیقه  را در نمایش  موقعیت ها مد نظر قرار داده است:
الف: وجدان هر  شخصیت  هنگام تصمیم های جدی با اوست و این از دو وجه ( شیرین شدن سكانس- اخلاق مدار نشان دادن شخصیت ها همراه با تذكرو یاداوری) كمك حال است.
ب: قصه ها ماورایی نیستند و از لایه متوسط  جامعه برداشت شده است این مسئله كمك كرده است تا شخصیت ها جدا از لحظات طراحی شده یك بازی نزدیك به زندگی را جلوی دوربین صحت تجربه كنند.
ج/ در طراحی خانواده ها نگاهی مسئولانه محسوس است  و این به آن معناست كه سریال برای رسیدن به یك آیینه تمام نمای جامعه  از متریال موجود در خانواده ها سود برده است.
٩/ سریال لیسانسه ها كستینگ گرانی ندارد اما جانمایی صحیح همه بازیگران،  هر یك را در این قصه به ستاره  تبدیل كرده است.
١٠/ سریال مشخصا كارگردانی می شود ، این مسئله را میتوان در:
ریتم معین
میزانسن های مفرح و موقعیت ساز
تیك و تاك های پینگ پنگ طور میان سه پسر اصلی قصه
و البته جا نمایی طرح نقاط عطف قصه در بازی ها حس كرد.
 صحت بسیار هوشمندانه تیم جوانش را با دو مهره  موثر و به جا آچار كشی كرده است. بیژن بنفشه خواه و بهنام  تشكر شاید متفاوت ترین نقش های عمرشان را بازی میكنند. آنها جانمایی  درستی در قصه دارند  به موقع می آیند و تاثیری منطقی بر موقعیت های سریال ( جدی و طنز ) میگذارند.
هوتن شكیبا ، امیر كاظمی و امیرحسین رستمی تركیب جدیدی هستند كه تا به حال كار كنار هم  بودن را تجربه نكرده اند اما به خوبی در پاسكاری های حسی و رفتاری ، واكنش های كمدی و... دارند.
هوتن كه  خوب میداند این فرصت طلایی را نباید از دست بدهد با دقت به شكل گیری شخصیت فكر كرده، میمیك ، لحن و نوع رابطه ایی كه میگیرد در آمده است اگرچه در نگاه اول انتخاب او تماشگر را متعجب كرد اما در ادامه مشخص شد او به درستی برای ایفای چنین شخصیتی كه گاهی حتی میتواند حالت تیپیكال به خود بگیرد انتخاب درستی دارد.
امیر حسین رستمی كلا بازیگر بامزه ایی است  و می تواند برای هر كارگردانی در این گونه از سریال سازی عصای دست باشد. رستمی پس از سالها تجربه امروز مثل یك فوتبالیست باهوش خوب میداند چگونه بایستی خودش را در موقعیت گلزنی قرار دهد  و البته خوب میداند باید چگونه قطره چكان طور از خودش برای نقش خرج كند تا كاراكتر مسعود تا پایان سریال تر و تازه بماند و لطمه نبیند.
امیر كاظمی در نمایش پسری كه با هم اندازه های خود فاصله بسیار دارد و اصولا دنیای خودش را زندگی میكند موفق بوده است امیر كاظمی عقب بودن از هر جریانی را  خوب بازی میكند.
و میتوان به متین ستوده كه اصولا بازیگر طنز نیست نمره قبولی داد چرا كه رخ به رخ رستمی بودن نیازمند مراقبت هایی در بازی است ( لحظات طنز و جدی این دو شخصیت) كه او از پس آن به خصوص در میزانس های دو نفره و حتی سكانس های سه نفره با حضور بنفشه خواه برآمده است.
 و حرف آخر:
سروش صحت قرار است در دو فصل  مخاطبش را نگهدارد پس هیچ كسی بهتر از خودش نمیداند كه قصه گویی صحیح حرف اول را میزند. او و ایمان صفایی با توجه به سابقه چند ساله همكاری شان باید چاره ایی برای جذاب ماندن  و پركشش بودن سریالشان تا پایان داشته باشند چرا كه شخصیت تا جایی میتوانند ویترین كار را حفظ كنند كم كم این قصه است كه میتواند تماشاگر را پاگیر كند.سریال لیسانسه ها قصه غنی میخواهد و نوع كار نیازمند تزریق موقعیت های نو  وتازه است.او باید قصه اش را پر وپیمان تا انتها پیش ببرد  وبازیگرانش را تا انتها بامزه نگهدارد.